2khtari be name aseman
حرف هایی از جنس باران از یک آسمان بی ستاره..
ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است. ------------------------------------------------------------------------------ ماه مبارک آمد، ای دوستان بشارت کز سوی دوست ما را هر دم رسد اشارت آمد نوید رحمت، ای دل ز خواب برخیز باشد که باقی عمر، جبران شود خسارت
الهی کمکم کن تا توی این دنیایی که پرشده از دروغ و تزویر و دورنگی غصه ها فراموش بشن و توی این سبزه زار پر از وجود تو همه این حرفا از یادمون بره.... گاه اوج خنده ما گریه است گاه اوج گریه ما خنده است گریه٬دل را آبیاری می کند خنده یعنی اینکه دلها زنده است زندگی٬ترکیب شادی با غم است دوست می دارم من این پیوند را گرچه می گویند شادی بهتر است دوست دارم گریه با لبخند را كودك نجوا كرد: خدايا با من حرف بزن. مرغ دريايي آواز خواند،كودك نشنيد.سپس كودك فرياد زد:خدايا بامن حرف بزن. رعد در آسمان پيچيد اما كودك گوش نداد.كودك نگاهي به اطرافش انداخت و گفت:خدايا بگذار ببينمت. ستاره اي درخشيد ولي كودك توجه نكرد.كودك فرياد زد:خدايا به من معجزه اي نشان بده. ويك زندگي متولد شد اما كودك نفهميد.كودك با نا اميدي گريست و گفت:خدايا بامن در ارتباط باش،بگذار بدانم اينجايي. بنابراين خدا پائين آمد و كودك را لمس كرد ولي كودك پروانه را كنار زد و رفت...
خـــــــــــــــــــداجــــــــــــــــــــــونـــــــــــــــــــــــــم یه مدته دلم از دست دنیا٬آدمهاش و حتی از خودم گرفته و خسته شدم.دلم واسه حرف زدن با تو تنگ شده.واسه اینکه به حرفام گوش کنی٬سرم داد بزنی به خاطر گناه ها و اشتباهاتی که کردم و اگه کاری کردم که تو دوست داشتی گرمی دست نوازشت رو روی سرم حس کنم... خدای من٬یاد این شعر میفتم که میگه: شب های دراز بی عبادت چه کنم؟ طبعم به گناه کرده عادت٬چه کنم؟ گویند کریم است و گنه می بخشد گیرم که ببخشد٬ز خجالت چه کنم؟ کمکم کن که توی این دنیای جورواجور و رنگارنگ که به حرفای آدماش نمیشه اعتماد کرد و روی قول هاشون نمیشه حساب باز کرد٬فقط به قول تو که گفتی :"بخوانید مرا٬تا اجابت کنم شما را" دل ببندم و چشم امیدم تنها به دامن پر محبت تو باشه و هیچ وقت از کرم و بخشندگی و مهربانیت ناامید نشم.. از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ پروردگارم، مهربان من از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش! در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است و هر زمزمه ای بانگ عزایی و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ... در هراس دم می زنم در بی قراری زندگی می کنم و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است من در این بهشت همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم. "تو قلب بیگانه را می شناسی، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی" "کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم" دردم ، درد "بی کسی" بود!! « دکتر علی شریعتی» چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی گفتی برو٬میام دنبالت هرکجای دنیا که باشی دلم همیشه باشه کنارت به امید عهدی که بستیم حالا که این اتاقم شده واسم یه زندون قلب سردم مثل یک شب سرد زمستون *حالا بازم با خشم٬تو فکری عمیقم چشمام رو دوختم به کنج اتاقم می دونی الان توی فکر چی هستم؟ همه چیزایی که از دستشون دادم هنوزم که هنوزه٬فکرم با تو هستش شروع راه هایی با خیال های پستش دیگه توی قلبم٬جات خالی نیست کس دیگه ای اومده و دیگه عشقی نیست یه بغضی توی گلومه نمیخوام کسی بدونه به کی بگم که خیلی تنهام دیگه کسی رو نمیخوام توی اتاقم میخوام بشینم تک و تنها٬بدون هیچ کس ولی من آخه یه تنهام و دیگه چیزی نمی خوام *تک و تنها هستم٬روی تختم نشستم تو٬روحم رو بردی از این تن خستم مثل پروانه به دور شمع تو سوختم ولی این رو میدونم٬عاشق تو بودم با ریتم بارون٬آهنگ گریه رو خوندم آسمون رو زیر پاهات فرش کردم ولی گله ای نیست از رسم زمونه حکایت عشق من و توهه که تمومه هنوز نگاهت توی نگاهمه همه یادگاری هات کنارمه به کی بگم که خیلی تنهام با بغضی که توی گلومه با تو که بودم٬هستیم رو با تو سوختم بی تو شبها٬رویات رو ساختم ولی من آخه یه تنهام و دیگه چیزی نمی خوام *همون بهتر که گذاشتی و رفتی زندگیم با تو میگذشت٬اما به چه مفتی همه وجودت٬بودش پر از من عشق اگه بود٬بودش عشق من شاید از من بود٬من کم گذاشتم اما توی سینه٬آرزویی داشتم ولی بازم دلم رو٬زدم به دریا تو بودی گذاشتی٬من رو تک و تنها من کسی رو ندارم که دستمو بگیره توی بی کسی هام٬بگه از پیشم نمیره شب رسیده و سرد و ساکتم چقدر دل من میگیره خالیه دل من دیگه٬دیگه کینه ای نداره *میدونی که حرفات رو قبول ندارم خاطره بدی از عشق تو دارم برو پی یارت٬منم میشم ساکت هیچ وقت نخواستم من٬بمونم به یادت دوستم داشتی٬نه!برو پی کارت می مونی باهام٬نه!با اون عشق پاکت دوست داشتن بعد تو دیگه رفت و مرد همه شدن عروسک٬یه بازی نو گفتی برو٬میام دنبالت هرکجای دنیا که باشی دلم همیشه باشه کنارت به امید عهدی که بستیم حالا که این اتاقم شده واسم یه زندون قلب سردم مثل یک شب سرد زمستون من برگشتم. امام رضا ممنون که بهم اجازه دادی واسه بار دوم توی امسال بیام زیارت ضریح پاکت..راستش این دفعه خیلی خیلی بهم حال داد و بهم خوش گذشت. توی این سفر خاطره های خوبی واسم ماندگار شد.خوردن غذای حضرتی٬گرفتن گلهای محمدی روی ضریح٬گرفتن سوغاتی از کبوترهای حرم٬سوتی های که به چند نفر از دوستام دادم ٬همراهی و بادوستان بودن٬دوستای خوب و جدید پیدا کردن و خیلی چیزاهای زیبای دیگه که واسه همیشه به یادم میمونه... خداجون خیلی ممنون که گذاشتی برم و توی این سفر همراهم بودی و تنهام نزاشتی. راستی از همه افرادی که واسه هرچه بهتر جور شدن این سفر زیارتی زحمت کشیدن تشکر میکنم و میگم دستتون درد نکنه! این ماه عجب ماه جالبیه... دیروزتولد یکی از دوستام به نام stranger بود که همزمان شده بود با میلاد با سعادت امام حسین(ع)٬امروز هم که تولد مامان جونمه که با تولد قمر بنی هاشم توی یک روز افتاده و فردا هم که تولد یکی دیگه از دوستام به اسم l3ahal هست که باز میفته همراه تولد سید الساجدین....تولد همگی مبارک٬ایشالله ۱۲۰ ساله بشین وبه آرزوهاتون برسین... تازه امروز هم قراره باز برم پیش امام رضا(ع)٬البته این بار با بچه های دانشگاه...عجب کیفی بده این اردو! راستی این دسته گل واسه متولدین این چند روز مخصوصا دوستانی که گفتم همراه مامان خودم! خداحافظ تا وقتی برگردم.... مخور غم گذشته ، گذشته ها گذشته خسته ام از لبخند اجباری٬خسته ام از حرفای تکراری خسته از خواب فراموشی٬زندگی با وهم بیداری این همه عشق های کوتاه و این تحمل های طولانی سرگذشت بی سرانجام و گمشدن تو فصل طوفانی حقیقت پیش رومون بود ولی باور نمی کردیم همینه٬روز روشن هم پی خورشید می گردیم نشستیم روبروی هم٬تو چشمامون نگاهی نیست نه با دیدن٬نه با گفتن٬به قلب لحظه راهی نیست من و تو گم شدیم انگار٬تو این دنیای وارونه که دریاش هم پر از حسرت٬همیشه فکر بارونه سراغ عشق رو میگیریم٬تو اشک گریه آخر تو دریای ترک خورده٬میون موج خاکستر "احسان خواجه امیری"
میگویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شبهای قدر در آن قرار دارد. فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است.ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریفترین ماههای سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته میشود، و عبادت در یکی از شبهای آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماهها است؛ روزهایش بهترین روزها، شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات است.
بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفسهای شما تسبیح، خواب شما عبادت، عملهایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.
پس با نیتای درست و دلی پاکیزه، پروردگارتان را بخوانید تا شما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه عظیم محروم گردد. با گرسنگی و تشنگی در این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید.»آن گاه پیامبر اکرم وظیفه روزهداران را برشمرد و از صدقه بر فقیران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهربانی به یتیمان و نیز عبادت و سجده های طولانی، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضیلت اطعام در این ماه سخن گفت.به برخی از حوادث و رویدادهای مهم این ماه اشاره میشود:
وفات حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت.
ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام نیمه رمضان سال دوم هجرت.
جنگ بدر در سال دوم هجرت.
فتح مکه در سال هشتم هجرت.

آسمان را بنگر، که هنوز، بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم و آبی و پر از مهر، به ما می خندد!
نه شکست و نه گرفت!
بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید
و در آغاز بهار، دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت،
تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست!
دوست من، غصه چرا؟
تو مرا داری و من هر شب و روز،
آرزویم، همه خوشبختی توست
دوست من !دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن
کار آنهایی نیست، که خدا را دارند…
غم و اندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات، از لب پنجره عشق، زمین خورد و شکست،
با نگاهت به خدا،چتر شادی وا کن
و بگو با دل خود، که خدا هست، خدا هست!
او همانی است که در تارترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم میداد…
او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد، همه زندگی ام، غرق شادی باشد…
دوست من! غصه اگر هست، بگو تا باشد !
معنی خوشبختی، بودن اندوه است…!
این همه غصه و غم، این همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه !میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچیین
ولی از یاد مبر:
پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا
و در آن باز کسی می خواند
که خدا هست، خدا هست!
و چرا غصه؟!چرا؟



گریه کردم و نوشتم٬نازینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی٬هم قفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم٬مثل دستات سرد سردم
من که تو بن بست غربت
زخمی از آوار پاییز
فکر چشمای تو بودم
با دلی از گریه لبریز
شب عاشقونه ی من که حروم شد
مهلتی بودن با تو که تموم شد
ندونستم باید از تو می گذشتم
وقتی از غربت چشمات می نوشتم
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم نازینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
چه بغض ها که در گلو رسوب شد،نیامدی
خلیل آتشین سخن،تیر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد، نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ها
دوباره صبح، ظهر، نه! غروب شد، نیامدی



هرگز به غصه خوردن ، گذشته برنگشته
به فكر آينده باش ، دلشاد و سرزنده باش
به انتظار طلعت خورشيد تابنده باش
عمر كمه ، صفا كن ، رنج و غمو رها كن
اگه نباشه دريا ، به قطره اكتفا كن
عمر كمه ، صفا كن ، گذشته رو رها كن
اگه نباشه دريا ، به قطره اكتفا كن
قسمت تو همين بوده كه بر سرت گذشته
نكن گلايه از فلك ، اين كار سرنوشته
عمر گران مي گذرد خواهي نخواهي
سعي بر آن كند نرود رو به تباهي
مطلب دل را طلب از سوي خدا كن
زانكه بود رحمت او لايتناهي
عمر كمه ، صفا كن !!!!!! 

| Design By : Night Skin |




