2khtari be name aseman
حرف هایی از جنس باران از یک آسمان بی ستاره..
امشب شب قدره،شب نزول قرآن،شب برآورده شدن آرزوها،شب پاک شدن انسان از گناه،شب بر سر گذاشتن قرآن،شب تعظیم در برابر خداوند،شب ایستادن در برابر هواهای نفسانی،شب رسیدن به خوشبختی... امیدوارم که قدر این شبهای قدر را همه ما بدونیم و وقتی این شبها تموم میشه سبک شده باشیم؛از کینه و ناراحتی و هر چیزی که باعث شده بود قلب ما رنگش دیگه سفید نباشه.میگن توی شبهای قدر کارنامه آدم را میخونن و اگه راهی داشت گناهانش را می بخشن،پس بیاین توی این شبها دعاهای خوبی اول برای دیگران و بعد برای خودمون بکنیم.همون جوری که پیامبر گرامی ما ،حضرت محمد درباره منزلت شب قدر می فرمایند: " هر کس شب قدر را احیاء بدارد ، تا سال آینده عذاب از او برداشته می شود." انشالله بعد از این شبها مثل این کوچولو پاک بشیم،طوری که انگار تازه متولد شدیم و زندگی جدیدی را داریم می سازیم... در این قفس من مانده بودم و یک مشت پر که یادگار تو بود.آنها هم همسفر باد شدند و باز من ماندم و من آن روز اشک آسمان را دیدم عطر خاک را حس کردم و رنگین کمان را در چشمانم حک کردم اما هرگز هیچ یک را لمس نکردم و احساسم را سرکوب کردم،تا این عقل سرکش و احساس جوشان سرم را به باد ندهند می دانستم آنچه من از پشت این میله های نامهربانی می بینم زیباترست از آنچه که تو ،در عین آزادی می بینی.. صدا صدا، صدا مياد، صداي خنده هاي تو خيلي معطلي سر خودت، ببين اينا كين دور و برت صداي من تو رو ميخواست، انگار واست خيالي نيست صورتكاي مهربون خنده هاشون دروغيه ميگي كه دنياي منه، ميخواي كه تنها بموني خواننده : نريمان ای خـــــــــــــدا خداجونم چی میشد هرکسی واسه رفتارش،حرفاش و حرکاتی که میکرد دلیل داشت..تا اینکه وقتی ازش دلیل اون کارش را میخوایم نگه بدون دلیل یا اینکه با یه معذرت خواهی خشک و خالی قضیه را تموم کنه! کاش آدما همدیگه را همون قدر که دوست دارن کسی دوسشون بداره،دوست میداشتن..نه اینکه فقط دوست داشته باشند که خودشون دوست داشتنی باشن! خدا جون کاش می شد یه روزی میومد که میتونستی به آدمای اطرافت مثل اینکه با تو میشه حرف زد با اونا هم راحت حرف دلت را بزنی..بدون اینکه واست بشن دایه بهتر از مادر و تازه کلی باهات بحث بکنن و بشن مثل این آدما "امشب به قصه دل من گوش میکنی؛فردا مرا چو قصه فراموش میکنی" ! کاش میشد وقتی از دست یکی ناراحت میشی بتونی راحت بهش بگی..بدون اینکه قبل از اینکه حرفت تموم بشه زود جبهه بگیره و تازه از دستت هم ناراحت بشه که چرا بهش گفتی! ای کاش آدمها اونقدر به هم اعتماد داشتن که میتونستی اونا را مثل یه خواهر یا حتی برادر خودت می دونستی..نه اینکه حتی به خودشون اجازه بدن در موردت هم فکرایی بکنن که وقتی اون افکار اشتباهشون را میشنوی تموم بدنت آتیش بگیره و روزی صد بار از خودت بپرسی مگه چی کار کردی،چی کار؟! خداجونم... با این همه می شه رفتارهای بدون دلیل را تحمل کرد.دوست داشتن هایی که فقط یه حرفن را اگر هم شده الکی باور کرد.آدمایی که یه گوششون دره و یه گوششون دروازه را اطراف خودت ببینی ولی باز تحملشون کنی.اگه از دست کسی ناراحت شدی بهش نگی....ولی،ولی نمیشه افکاری که در موردت میکنن را تحمل کرد.من فقط یه خواهش ازت دارم،اونم اینه" دارم آتــــــــــــــــیــــــــــــش میگیرم،کمکم کن...." شاید مثل همیشه هق هق منو نه تنها تو بلکه همه نشنون. شاید این دفعه هق هق یه تنها رو خدا هم گوش نده ولی باید مثل شرشر بارون که با سخاوت نجابت قطره ها شو به زمین اعلام میکنه منم هق هق گریمو به تو اعلام کنم تا شاید اون جمله هایی که از قعر دلم تا زبانم جاریست را از میان هق هق این تنها بشنوی که میان هق هق خودم فریاد میزنم دوستت دارم..همیشه..بازم تا نداره آره من امشب سکوت سنگینم رو میشکنم و با صدای لرزونم عشقمو فریاد میزنم دوستت دارم... هر شب وقتي تنها ميشم حس ميكنم پيش مني روم نميشه نگات كنم وقتي كه اشك تو چشمامه بارون ميباره و تو رو دوباره پيشم مي بينم قول بده وقتي تنها ميشم بازم بياي كنار من دوباره باز ياد تو شد زمزمه ي نبودنم خاك سر مزار من نشوني از نبودنه به زير خاكمو هنوز نرفتي از خيال من ديگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم بارون ميباره و تو رو دوباره پيشم مي بينم ديگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم خواننده : مجيد خراطها قدیمهای خیلی دور هر گل را نشانه ی احساسات اهداء کننده آن می دانستند. گل سرخ – عشق آتشین مرا بپذیر غنچه گل – برای نخستین بار قلبم به خاطر تو لرزید گل میخک – قلبم را به تو تقدیم می کنم گل شقایق – زندگیم فقط بخاطر عشق توست گل بنفشه – همیشه بیاد من باش گل اطلسی – نمی دانم مرا دوست داری یا نه گل محمدی – ترا از صمیم قلب می پرستم لحظه دیدار نزدیک است . باز من دیوانه ام، مستم باز می لرزد، دلم، دستم . باز گویی در جهان دیگری هستم . های ! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ ! های ! نپریشی صفای زلفم را، دست! آبرویم را نریزی، دل ! - ای نخورده مست - لحظه دیدار نزدیک است... رفيق من سنگ صبور غمهام هيچكي نمي فهمه چه حالي دارم مجنونم و دلزده از ليلي ها نمونده از جوونيام نشوني تنهاي بي سنگ صبور توي شبات ستاره نيست اگر چه هيچ كس نيومد اما تو كوه درد باش اگر بياي همونجوري كه بودي صداي سازم همه جا پر شده اما خودم پر شدم از گلايه سايه اي كه خالي از عشق و اميد خواننده : محسن چاووشي آن قدر دل کندن از تو سخت است، که در آخرین کوپه از آخرین واگن قطار نشسته ام! تا هر چه قدر می شود... دیرتر ترکت کنم!!! می پرسم: "چه کار می کنی؟ " می گویی: "به آینده فکر میکنم! " می پرسم:" آینده؟ " میگویی: " آ : آری،کاش ی : یک بار ن : نشان بدهی د : دوستم داری ه : همین!!! " امواج زندگی را با آغوش باز پذیرا باش. حتی اگر گاهی، تو را به قعر دریا ببرد! آن ماهی که همیشه بر سطح آب می بینم... مرده است!!! چند ریال ؟؟چند دلار؟؟بگو چه قدر بیشتر؟ سکوت نکن! بگو عشق او،چقدر بیشتر از من ارزش داشت؟!!! آنگاه که غرور کسی را له می کنی؛ آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی؛ آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی؛ آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری؛ آنگاه که گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی؛ آنگاه که خدا را می بینی،بنده خدا را نادیده می گیری؛ میخواهم بدانم... دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟؟؟ از بهشت که بیرون آمد،دارایی اش یک سیب بود،سیبی که به وسوسه آن را چیده بود و مکافات این وسوسه هبوط بود. فرشته ها گفتند: تو بی بهشت می میری.زمین جای تو نیست. زمین همه ظلم است و فساد. انسان گفت: اما من به خود ظلم کرده ام،زمین تاوان ظلم من است. اگر خدا چنین می خواهد،پس زمین از بهشت بهتر است. خدا فرمود: برو و بدان جاده ای که تو را دوباره به بهشت می رساند از زمین می گذرد، زمینی آکنده از شر و خیر،آکنده از حق و از باطل، از خطا و صواب، و اگر خیر و حق و صواب پیروز شد تو باز خواهی گشت. وگرنه... و فرشته ها همه گریستند. اما انسان نرفت. انسان نمی توانست برود، انسان بر درگاه بهشت وامانده بود،می ترسید و مردد بود. و آن وقت خدا چیزی به انسان داد،چیزی که هستی را مبهوت کرد و کائنات را به غبطه واداشت. انسان دست هایش را گشود و خدا به او اختیار داد. خدا فرمود: حال انتخاب کن،زیرا که تو برای انتخاب کردن آفریده شدی.برو و بهترین را برگزین که بهشت، پاداشِ به گزیدن توست. عقل و دل هزاران پیامبر نیز با تو خواهند آمد تا تو بهترین را برگزینی. و آنگاه انسان زمین را انتخاب کرد،رنج و نبرد و صبوری را. و این آغاز زندگی انسان بود... به عشق تو گرفتارم،در این دنیا تو رو دارم. تو رو تا جون به تن دارم،دیگه تنها نمی ذارم...دیگه تنها نمی ذارم. من قصه گوی عشقم،تو بهترین کلامی قشنگ ترین خیالی،که هر نفس باهامی وقتی تویی کنارم،آسمون آبی رنگه میام به دیدن تو،دنیا با تو قشنگه برای دیدن تو...دست می گیرم فانوس ماه طلسم راه رو می شکنم،می گذرم از شب سیاه به گوش کوه و در و دشت،اسم تو رو فریاد می زنم تا هر جا هستی بشنوی،که تنها عاشقت منم...که تنها عاشقت منم. برای دیدن تو...ثانیه ها رو می شمارم برای دیدن تو...من از یه دنیا دل می برم. برای دیدن تو...هزار بار می میرم. برای دیدن تو...دوباره من جون می گیرم. برای دیدن تو...دست می گیرم فانوس ماه طلسم راه رو میشکنم،می گذرم از شب سیاه واسه دوباره دیدنت،میشم گل اقاقیا تا زیر پاهات بمیرم،پرپر بشم تو جاده ها برای دیدن تو...ثانیه ها رو می شمارم برای دیدن تو...من از یه دنیا دل می برم برای دیدن تو...هزار بار می میرم برای دیدن تو...دوباره من جون می گیرم برای دیدن تو...که شهسوار عشقی ثانیه ها رو می شمارم،من از یه دنیا دل می برم باید عاشق شد و خواند خدا وصيت من و گوش بده نامه مو بخون فردا قراره من و تو از همديگه جدا بشيم تو كوچه هاي بيكسي نيستي و پرسه ميزنم يادش بخير من و تو و يه قلب پاك و بي غرور كي ميخواد فردا تو رو از من بگيره ما بايد فردا رو از دنيا بگيريم خدا شايد اين عشقي كه من ميگم و تو نشناسي بميرم واسه غصه ي دلش، گريه چقدر بهش مياد حالا كه ديگه مجبوريم با همديگه وداع كنيم يه وقت ديدي دعا گرفت خدا نذاشت جدا بشيم با قلب پاكت از خدا، بخواه من و صبرم بده كي ميخواد فردا تو رو از من بگيره عزيزم يادت نره دنيا دو روزه اي خدا حتي اگه دوسم نداره خواننده : مجيد خراط ها آرزو دارم روزی صلح بر سراسر جهان سایه افکند.آن چنان که حتی در حراج اسلحه،مشتری برای آن یافت نشود. "سعید بورنجان شیرازی" حلول ماه مبارک رمضان، ماه رحمت و برکت و غفران مبارک باد ماه مبارک آمد، اي دوستان بشارت
کز سوي دوست ما را هر دم رسد اشارت
آمد نويد رحمت، اي دل ز خواب برخيز
باشد که باقي عمر، جبران شود خسارت دوباره نمي خوام چشاي خيسم و كسي ببينه بازم دلم گرفت و گريه كردم دوباره يه گوشه ميشينم و واسه دلم ميخونم دوباره نمي خوام چشاي خيسم و كسي ببينه بازم دوباره دلم گرفته خواننده : محسن يگانه اگر ثروتمند نیستی،مهم نیست.بسیاری از مردم ثروتمند نیستند. "گوته" گل خشكي لاي دفتر، اشكي گوشه ي چشامه يه دل پر از گلايه با يه شمع نيمه سوخته يه اتاق سرد و تاريك، يه گل خشك و يه نامه ندونستي شاخه گلها تو رو ياد من مياره عكستو ازم گرفتي، ديگه اميدي ندارم نشوني ازت ندارم اما دنبالت مي گردم حالا ديگه گل خشكت از تو تنها يادگاره ديگه هر شب توي خوابم چشاي تو رو مي بينم بياي باز دوباره پيشم، ديگه از دوريت نسوزم خواننده : مجيد خراطها یادمه یه روز،یکی ازم پرسید که دنیا را چه رنگی می بینم؟بهش گفتم:سیاه_سفید...بهم خندید و گفت:اون وقت آدم هایی که توی این دنیا زندگی می کنن چه رنگی میشن؟من گفتم:اون آدمها از نظر من رنگ خاکستری دارن.تعجب کرد و پرسید چرا؟؟

آدمكها دور و برت تموم لحظه هاي تو
ميخواستن اينجوري بشه، هوام بيفته از سرت
دور و برت خالي ميشه اون روزي كه جات خالي نيست
نگاهشون راست نميگه، ببين پر از دو روييه
برات مث من كسي نيست، خودت اينو خوب ميدوني

دوباره گريه ام ميگيره انگار تو آغوش مني
با اينكه نيستي پيش من انگار دستات تو دستامه
اشك تو چشام حلقه ميشه دوباره تنها مي شينم
شباي جمعه كه مياد بيا سر مزار من
ببين كه عاشقبت چي شد قصه ي با تو بودنم
دستاي نامردم شهر چرا ازم ربودنت
غصه نخور سياه نپوش، گريه نكن براي من
دوباره لحظه ها سپرد منو به باد رفتنم
اشك تو چشام حلقه ميشه دوباره تنها مي شينم
رو سنگ قبرم بنويس ، تنهاترين تنها منم
حرفهاي ديگر از جنس باران

به ديدنم بيا كه خيلي تنهام
چه دنياي رو به زوالي دارم
خيلي دلم گرفته از خيليا
پير شدم، پير تو اي جووني
خونه ي سرد و سوت و كور
موندي و راه چاره نيست
سري به تنهاييت نزد
طاقت بيار و مرد باش
كم ميارن حسودا از حسودي
هر كي شنيده از خودش بيخوده
هيچي ازم نمونده جز يه سايه
هميشه محتاجه به نور خورشيد




باید اندیشه کنان پنجره را بست و نشست
پشت دیوار کسی می گذرد، می خواند
باید عاشق شد و رفت
چه بیابانهایی در پیش است
رهگذر خسته به شب می نگرد
می گوید : چه بیابانهایی باید رفت
باید از کوچه گریخت
پشت این پنجره ها مردانی می میرند
و زنانی دیگر،به حکایت ها دل می سپرند
پشت دیوار کسی دریاواری بیدار
به زنان می نگریست
چه زنانی که در آرامش رود،باد را می نوشند
و برای تو
برای تو و باد
آبهایی دیگر در گذرست
باید این ساعت اندیشه کنان می گویم
رفت و از ساعت دیواری پرسید و شنید
و شب و ساعت دیورای و ماه
به تو اندیشه کنان می گویند
باید عاشق شد و ماند
باید این پنجره را بست و نشست
پشت دیوار کسی می گذرد
می خواند
باید عاشق شد و رفت، بادها در گذرند

شايد ديگه من نباشم مواظب عشقم بمون
ميسپارمش بهت ميرم تموم تار و پودمو
يه وقت نياد برنجونيش كسل كني وجودمو
خدا يه وقت كسي نياد بدزده قلب سادشو
كسي نياد تو زندگيش بشينه زير سايش و
بهش بگه دوسش دارم
خيلي بده زمونمون
خدا سپردمش بهت
مواظب عشقم بمون
فردا قراره همدمه گريه ي بي صدا بشيم
آي آدما نگاه كنين غريب شهرتون منم
حالا چي شد عوض شدي ، دلت كجاست سنگ صبور؟
من تو رو عاشق ميكنم هر جور شده حتي به زور
كاش خونه اش ويرونه شه آتيش بگيره
ما اگه از هم جدا بشيم ميميريم
ما بايد قدر اين روزا رو بدونيم
واي اگه تنها فردا بياد تنها ميمونيم
نزديكترين كسم اونه ، خيلي دوسش دارم ... راستي
يادم نره بهت بگم عزيز ترين من اونه
خودم مهم نيست اما اون ، نذاري تنها بمونه
وقتي كه حرصش ميگيره ، ميگه ازم بدش مياد
اما وقتي آرووم ميشه ، ميبينم من بغضش گرفت
همين ديوونه بازياش از اول چشمم و گرفت
بيا به ياد اون روزا همدیگه رو دعا كنيم
اي واي داره فردا مياد بايد دست به دعا بشيم
هنوز نرفتي از پيشم ، دوريت داره زجرم ميده
كاش خونه ش ويرونه شه آتيش بگيره
نمي خوام فردا دلت واسم بسوزه
تو ميتوني نذاري تنهام بذاره

آرزو دارم فقر و تنگدستی میهمان هیچ خانه ای نباشد و همه درها بر روی آن بسته باشد.
آرزو دارم آن چنان همه از مواهب سیراب شوند که دیگر بخل و حسد جایی برای خود نمایی پیدا نکند.
آرزو دارم وجود همگان لبریز از امید و مثبت اندیشی شود بدان حد که واژه های منفی گرایی و نومیدی از فرهنگ لغت حذف شوند.
آرزو دارم،تک تک سلول های بدن لبریز از شادی شوند به طوری که از کوچک و بزرگ،مرد و زن،پیر و جوان شادی را زیر پوستشان احساس کنند.
آرزو دارم هیچ کس خطا نکند،آنگاه همه زندان ها خالی می ماند.
آرزو دارم هیچ کودکی شاهد جدایی خالقان دوم خود نباشند،که این دردی است بس اندوهناک.
آرزو دارم هیچ هم نوعی بی تفاوت از درد هم نوع خود گذر نکند.درد هر یک،درد دیگری و شادی هر یک،شادی دیگری باشد.
آرزو دارم هر انسانی در طول زندگی حداقل یک بار هم که شده طعم شیرین عشق را بچشد تا بداند شیرینی عسل در برابر آن ناچیز و بی مقدار است.
آرزو دارم بر دستان دهنده و سخاوتمند،روز به روز افزوده شود تا دیگر هیچ شب گرسنه ای سر بر بالین نگذارد.
آرزو دارم سفره همه،همیشه گسترده باشد و بر این خوان ،همه شکرگزار.
آرزو دارم هر دل آرزومند،کامیاب شود.
و آرزو دارم روزی آرزوهای رنگین از رویا به واقعیت بپیوندد.


يه عمره حال و روزه من همينه
كسي به پاي گريه هام نمي شينه
بازم به گريه هام مي خندن
بازم صداي گريه ام و شنيدن
همه به گريه هام مي خندن
هنوز تو حسرت يه همزبونم
ولي نميشه گفت اين و ميدونم
يه عمره حال و روزه من همينه
كسي به پاي گريه هام نمي شينه
دوباره شعرام بوي غم گرفته
كسي نفهميد غمم چي بوده
دليل يك عمر ماتمم چي بوده
اگر سالم نیستی،کسانی هستند که با معلولیت و بیماری زندگی می کنند.
اگر زیبا نیستی،برخورد درست با زشتی هم وجود دارد.
اگر جوان نیستی،همه با چهره پیری مواجه می شوند.
اگر تحصیلات نداری،با کمی سواد هم می توان زندگی کرد.
اگر قدرن سیاسی و مقام نداری،مسائل مهم متعلق به محدود انسانهاست.
اما...
اگر عزت نفس نداری،برو بمیر که هیچ نداری.

عكسه تو گوشه ي تاقچه، اين همه خاطره هامه
دو تا چشم پر حسرت، ديده به گوشه اي دوخته
تو دلم آوار اندوه، اشك هنوز توي چشامه
دردودل با قاب عكست منو تنها نميذاره
يادمه مي گفتي هرگز تو رو تنها نميذارم
بغض وجودم و گرفته، باورم كن پر دردم
منتظر به رات ميمونم تا تو برگردي دوباره
آرزومه تو رو يك بار توي بيداري ببينم
تو رفتي تا بينهايت، چشم به راهتم هنوزم

بهش گفتم:من دنیا را سیاه_سفید می بینم،سفید چون از همه رنگها پاکتر و زلال تره و همه رنگها را توی اون میشه پیدا کرد و سیاه چون میتونه همه رنگها را توی خودش محو کنه.
آدمها را خاکستر می بینم،چون می تونن اونقدر خوب و مهربون باشن که به سفیدی نزدیک بشن یا اون قدر دلشون از سنگ باشه که رنگ دلاشون به سیاه نزدیک بشه...انتخاب رنگ دل آدما دست خودشونه که به سفیدی نزدیک باشه یا به سیاهی.
کاش میشد رنگ دل ما به سفید نزدیک باشه...حالا به نظر شما این دنیا و انسانهایی که دارن توی اون زندگی می کنن چه رنگی هستن؟؟؟
| Design By : Night Skin |



